خرید بک لینک

حتی به وبلاگ مون سر نمیزنی نمیدونم چرا؟

یعنی حتی یه ذره دلتنگ نمیشی؟

حتی یواشکی نمیای اینجا آخه چرا؟

هميشه میگفتی از دور حواست بهم هست

مهندس جان فردا پس فردا روز مرد هستش

پیشاپیش روزت مبارک مرد خوشتیپ و خوش اخلاق و خنده روی خودم

الهههههی شاد و سلامت و خوشبخت باشی عزیزدلم

نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۴۰۲ساعت 11:46 توسط khersi|

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 30 بهمن 1402 ساعت: 20:27

ای آرزوی مخفی من نمیرود خیالت از خاطر و یاد من

ای آشناتر از خودم، ای تو همزاد من نمیرود خیالت از خاطر و یاد من

مهندس جان همه ی وجودم عاشقتم

نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن ۱۴۰۲ساعت 17:55 توسط khersi|

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 30 بهمن 1402 ساعت: 20:27

مهندس جان عزیزدلم الههههی هر جا که هستی شاد و تندرست و سلامت لحظه هاتو سپری کنی قربدنت برم مهندس جان بذار یه چیزی رو بهت بگم هر وقت به شما فکر کردم باورکن باورکن به پهنای صورتم اشک ریختم شاید باور نکنی من خیلی مقاومم یعنی همینجوری اشکم جاری نمیشه اما تا به شما فکر میکنم چنان سیل وار اشک می ریزم که صورتم غرق اشک میشه مهندس عشقم حتی الانم که برات می نویسم اشک تو چشام حلقه زده و فقط کافیه چشامو ببندم تا سرازیر بشه تا نبینی باورت نمیشه عشقممن پدرمو از دست دادم خودت میدونی ولی اینجور براش اشک نریختم اینجور از فراقش بی نابی نکردم اما در فراق شما چه بی تابی ها چه اشک ها ریختم طوریکه انگار زیر دوش آب بودم مهندس جان قسم به هستی که لحظه ای فراموشت نکردم بعضی ها میگن پاره ی تنیه عده میگن نفس ، عده ای هم میگن تمام من دیدی یه مادر چطور بیقرار بچه ش میشه ، اینجوری بیقرارتم

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 13:30

مهندس جان دیوونه وار دوست دارم عزیزمیادته برام آهنگ داریوش رو برام فرستاده بودی اسم آهنگه *اجازه* بود به یادت هنوزم گوش میدم انقدررررر بهت فکر میکنم که توی رویاهام صورت مهربونت رو لمسمیکنم حس میکنم مهندس جان عشقم مراقب خودت باش شما به من قول داده بودی یادته گفتی بخاطر من هرکاری میکنی؟ عزیزدلم فقط مراقب خودت باش همین مهندس جان از راه دور با یه دنیا عشق می بوسمت عزیزدلمبقول شاعر:* من آنگاه فهمیدم که مرا به عشق تو آفریدن *آقاسامانم عزیزدلم بالاخره یه روزی یه جایی شمارو ملاقات میکنم مهندس جان عشقم :❤️ای ساحل آرامشم سوی تو پر میکشماز دوریت در آتشم در آتشم یا رادست از طلب ندارم تا کام من بر آیدیا تن رسد به جانان یا جان زتن بر آیدبگشای تربتم را بعد از وفات بنگرکز آتش درونم دود از کفن برآید نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم دی ۱۴۰۲ساعت 16:57 توسط khersi|

برچسب: نویسنده: یگانه شریعتی تاريخ: دوشنبه 2 بهمن 1402 ساعت: 13:30

صفحه بندی